چند وقتیه حوصله خط خطی کردن برگه های سفیدتو ندارم.
افکارم ذهنم آشفتست خستست.. خسته از پیچیدگی.. دنیا خودم خودش .. هنگ کرده مونده تو این دورنگی آدما اطرافش.
دوست داشتم کارتو تموم کنم کلبه ای که تو دنیای مجازی با حرفای دلم واسه تنهاییم بنا کرده بودم از بین ببرم و با یه کلیک از این دنیا محوت کنم اما دلم نیومد. حتی حوصله محو کردنتو ندارم .
خیلی خسته ام خیلی..
نیاز به تنفس دارم به یه جایی تنهای تنها باشم حداقل از این محیط یه نواخت درامو برم تو یه محیط دیگه.. دوباره بیام و با زندگی روزمرم بجنگم..
زندگی چرا یکنواختی ؟ چرا سخت قابل تغییری ؟؟
وبلاگ جونم من دیگه وقت ندارم بیام خط خطیت کنم بعد امتحانا میام قبل از این که برم سفر یه آپ میکنم..
شاید اگه بشه برم ۱ ماه شاید ۲ ماه یا بعد عید بیام فقط فکر رفتنم میرمو قول میدم اگه تونستم اونجا آپ کنم..
دعا کنید که من امتحانامو توپ بدم که سفر از دماغم نزنه بیرون![]()
دعا کنید ویزام به مشکل نخوره..![]()
پس همش در حال دعا کردن باشین..![]()
خدا جونم نمیدونم چرا تازگیا احساس تنهایی میکنم با اینکه میدونم هیچ وقت و هیچ جا تنهام نمیذاری اما..
دوست دارم خدای مهربونم![]()
دلم شادی میخواد شلوغی میخواد باغ میخواد بستنی تو سرمارو میخواد پفک نمکی که همشم به دور لبت چسبیده باشه میخوام..
واییییییییییییییی چقدر چیز میخواما ![]()
![]()
سعی میکنم آدم پر توقعی نباشم خدارو شکر نیستم سعی میکنم با همه کنار بیام و دوسشون داشته باشم سعی میکنم همه لحظه لحظه های یه فردو درک کنم..
سحر دوستمه عقد کرد نازی
خیلی خوشحالم که سر سامون گرفت به قول دختر خالش بوش داشت در می اومد![]()
همسرش به عقیده من خوشبخت ترین مرد دنیا شد درسته یه موقعی زود عصبی میشه و .. اما محشره سحر جونم خوشبخت شی مهربونم بوس![]()
![]()
عزیز ترین فصل من داره میره پاییز عاشقه بوشم بهم جون میده صدای خشخش برگاش کچل شدن درختاش زردی رنگ برگهاش اما ازاین یکی که داره میاد به جز ماه دی اش هیچ ماه دیگه فصل سرد زمستونو دوست ندارم اصلا" اسمش میاد یخ میزنم
چون با هیچ بنی بشری به نام پسر سر کار ندارم چون از هیچ کدوم از پسرای یونی جزوره نه میگیرم نه میدم چون...
اومده میگه : ساقی تو چرا این جوریی ؟؟
میگم گلم چه جوریم ؟؟
میگه چرا خشکی با پسرا چرا سردی چرا بهت سلام می کنن جواب نمیدی چرا جزوه بهشون نمیدی چرا از شخص پسرا جزوه نمیگیری؟ چرا با هیچ پسری دوست نمیشی ؟؟؟ چرا.. چرا...؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتم :چرا خوب چرا باید سلام کنم چرا باید نیشم تا بنا گوشم باز شه
چرا جزوه باید ردو بدل کنم مگه قحطی دختر اومده تا دختر هست چرا باید از پسر بگیرم چرا باید با یه پسر دوست شم![]()
من یه اعتقادی دارم شما هم یه اعتقاد؟؟؟
من دوستی بین پسر و دخترو واسه خودم قبول ندارم هر کی یه شخصیتی داره منم شخصیت خودم و خونوادمو تو این مو ضوع ندیدم که بخوام کوچیکش کنم
میگه تو این دوره زمونه اینا دیگه قدیمی شده به شماها و همچین عقیده ای میگن امل!!!!!!!!!![]()
آخه اگه دوست نشی چطور یه پسرو میشناسی باید دوست شی تا گرگ شی تا بتونی حقتو بگیری ؟!؟!
با اجازه شما من یه لبخند مسخره ای زدم که گفتم ؟
اها معذرت میخوام نمیدونستم که با پسر جماعت بگردم و اونا منو دست بندازن گرگ میشم چه جالب خوب شد منو ملتفت کردی جانم؟!!!![]()
میگه همین الانش اونا که دوستن نمیتونن پسرارو خوب بشناسن چه برسه به تو که....؟؟؟
دیگه این مدا قدیمی شده الان حداقل همه ۱ دونرو دارن گفتم جونم؟؟؟؟؟؟![]()
میگه پسره اومده میگن چرا دوستت اینقدر سرده چرا ما میایم میذاره میره میگم اخه به اونا چه
شمارو کار دارن نه با من
یه بار سر کلاس ریاضی جا نبودو من و دوستام ته نشستیم یکی از دوستم که به قول خودش روابط عمومی بالایی داره اومد تو و به همه سلام کرد . همه دستش انداختن نشست ردیف جلو و...
تلفنش زنگ زد دوید و رفت یکی از پسرایی که پشت ما بود گفت فیل کوچولو چه دویی داره ![]()
یکیشون گفت نه بابا فیریزره مشاالله
من و نگارو سحر اینجوری شدیم![]()
![]()
![]()
تو این دوره زمونه به عقیده من عشق جاشو با دورنگی سر هم و کلاه گذاشتن عوض کردن
پسره دوست میشه حال دختررو بگیره و ...
دختر دوست می شه تا بچاپه
بد به این میگن شناختن![]()
من به اونایی که عشقشون نسبت به کسی از ته دل دوست دارن ابدا" توهین نمی کنم اونا استثنان اونا دیگه نمیشه بهشون گفت که با هم دوستن این کلمه خیلی برای عشقشون نسبت به هم زشت و حقیره .![]()
گفتم شما کی یو دیدین کسی که با همه هستو کسی قبول کنه که شریک زندگیش بشه ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعضی ها هم اینجا استثنا دارن مثل اونایی که یه مدت با کسی بودنو و هدفشون ازدواج بوده اما بد مدتی دیدن به هم نمیان یا ...
گفتم تو خودت کلت بر میداره با یه پسری زندگی کنه که با هر دختری بوده معلوم نیست چه غلطی کرده ؟؟
میگه درسته ساقی جان اما الان کی با کی نیست؟
همه پسرا با همه هستن اگه نباشه میاد تو زندگی میگه من جوونی نکردم ![]()
گفتم ببخشید اون کلا" مشکل داره سر گوشش میجنبه کسی که همچین طرز فکری داشته باشه باید بره بمیره نه شوهر بشه اون دیگه مرد نیست..
اینقدر بدم میاد از این طرز فکرای ابتدایی تازه به خوردتم میدن اه اه![]()
من خودم بشخصه بی تفاوتم اگه کسی تیکه ای بندازه بر نمیگردم جوابشو بدم انگار نه انگار که با من بود اونو با بیشعوریش تنهاش میذارم
اما انصافا"بعضی ها هم جرات نمیکنن که بیان حرفشونو بزنن اما بعضی ها اینقدر پررو هستن که نگو و نپرس با اعتماد به نفس بالا اما کمشون کاذبه میان جلو و میگن..
اما اخی یه سری ها ازم ترسیدن یا خواهرشونو یا دختر خاله ای دختر دایی ... تو یه موارد شاید باورتون نشه مادرشو فرستاده بو دجلو داشتم واسه مادره بندری میزدم اخه یه هویی بی مقدمه .... نمیدونستم اون وسط بخندم یا بلرزم![]()
![]()
دختره اومده جلو میگه داداشه من شخصا" روش نشد بیاد به شما بگه .! میگم چرا ؟....؟؟؟ مگه من لولوام بهتره بگین خودشون بیان تا قانعشون کنم وگرنه دو باره کاری می شه و من اعصاب ندارم واییییییییییی اون موقع دوستام کلی زدن زیر خنده نه اینکه مسخره کننا نه از این که من چقدر هاپو وحشی فرض کردنو پسر تو این دوره زمونه این جوری خب هم تعجب داره هم خنده این بیچاره ها کب کرده بودن
خلاصه این دسته به من و امثال من میگن امل !!!!
امل بودن در این زمینه عالیه
خدایا شکرت که من املم و هنوز عاشق نشدمو هنوز درگیر این بازی ها نشدم شکرت که هنوز با هیچ کس نیستم خودت با خبری خیلی دوست دارم بوس![]()
++ مثل اینکه این پست قبلیم دوستان وبلاگیمو تو شبهه انداخته
نه به خدا من عاشقونه خواهرزاده هامو دوست دارم و دیوونه وار دیوونشونم جونم به نفساشون بستست.. اینقدر قربون صدقشون میرم که همه فکر میکننن من خیلی ازشون بزرگترم
نفسم واسشون در میره مطمئن باشین هیچ وقت خاله بد و بد جنسی نمیشم.![]()
منم کیف میکنم که اینا این جوری فکر میکنن
اینقدر ماهه که نگو نپرس دلم واسه خندهاش واسه تیکه کلاماش (جیگرت در نیاد)تنگ شده![]()
![]()
من هیچ وقت نتونستم با رزا کنار بیام ۳سال از من کوچیکتره انگار نه انگار من خالشم بی ادب!!!
هیکلش از من درشتره هر کی منو اونو میدید میگفت دوقلواین چقدر شبیه همین ؟ رزا تندی میپرید میگفت نه من کجام شبیه اینه منو بگی
اما چون هیکلش درشت بودو زورش دوبرابر و نصفی من بودچیزی نمیگفتم سنگین تر بودم
کسری صدری هم جلوی رزا کم میاوردن انگار نه انگار اینا پسر بودن و اون دخمل صدری موقعی که ۷ سالش بود میگفت خاله چرا اینا بتو بگن ساقی من بگم خاله گفتم اونا ادب حالیشون نیست دارن تو هم از راه به در میکنن![]()
موقعی که منو کسری ۱۶.۱۵ ساله بودیم یه شب پاییزی با خونواده رفتیم بیرون شبه جمه بود شیرنی تعارف کردن به کسری گفت بفرمایید اقا به من گفت کوچولو بردار منو بگی![]()
![]()
میخواستم پسررو به دو نیم مساوی شقش کنم
منم شیرنی رو بردم جلوی چشمای وزغ زده پسره انداختم دور تا حالش بیاد سر جاش
اون روز شده بودم مسخره کسری خلاصه من با این جماعت خواهرزاده ها قصه دارما آرین از کسری و صدری شر تر پرنیا از رزا شرتر ببین این رزا چیه که پرنیا از اون شر تره خدا بخیر کنه![]()
![]()
آخر سر من روی این رزا رو میخوابونم زمین صبر کن ببین کی گفتم
فقط تو خواب میتونم![]()
من عاشق راه دانشگاهمم اینقدر نازه سر تا سر باغه سوار قطار که میشی دوست داری بغل پنچره بشینی مخصوصا" الان که پاییزه همه برگ درختا ریخته و فقط خرمالو ها رو درختند دوست داری از پنچره قطار بپری بیرونو بری بکنی بخوری یکیم با جوب دنبالت کنه
چه حالی میده نه ؟
میدونی ارزو های مهم من ۱. مماخمو عمل کنم
۲.ارشد امتحان بدم
۳. یه ماشین بخرم
۴. یا برم خارج یا برم تو روستاهای شمال یه باغ بخرمو فقط خودم باشم
نمی دونم چرا هی گیر دادم به این مماخ بیچارم به همه میگم دوست دارم مماخمو عمل کنم همه یه جوری منو نگاه میکنن که ۳سوته تصمیمو عوض میکنم![]()
به هر کی میگم میخوام از ترم اینده واسه ارشد بخونم همه اینجوری نگام میکنن![]()
خوب بیچاره ها حقم دارن با این وضع درس خوندنم هیچ وقت منو با کتاب ندین هر موقع هم تصادفی منو با دوست مهربان یعنی کتاب دیدن من در خواب ناز بودم![]()
دیگه روم نشد آرزوهای بعدیمو بهشون بگم گفتم اگه بگم شاید یه وقت خدایی نکرده زبونم لال سکته ناقصی بزنن ریختم تو دلم گفتم حداقل اینجا بنویسم تا خالی شم داشتم میترکیدم ![]()
اما خداییش من از آدما نیستم که هی کتاب بگیرم دستمو هی سرم تو کتاب باشه
اما هیچ وقتم نذاشتم عقب بیفتم از زندگیم همه چیو سر موقعش انجام میدم اولا اهل خونه هی میترسیدن میگفتن چرا درس نمی خونی بعد دیدن نه بابا ساقی این کارست کنکورو سال اول زدم تو گوشش معدل هر ترمم با اینکه یه دونه دخمل تو خونم و همه کارا رو دوشمه و پرنیا بچه سنا(خواهر سومیمه) نگه می دارم اما خوب میشه الانم چند تا شاهکار واسشون زدم که الان بگم میخوام تا هیمالیا رو به تنهایی برم میگن تو میتونی
دیگه اینقدر امیدوارشون کردم که دیگه از دیروز برنامه ریختم خر سرم درس بخونم اما ۲ صفحه هم تمو نشده![]()
یکی از کسایی که اصلا" بهم امید نداره و میخواد سر به تنم نباشه داداش اخریمه که با هام هم دانشجوه
اون خرخون
و من بر عکس اون![]()
دعا کنید تا ساقی خودشو همونی که لایقشه نشون بده![]()
به عقیده من همه انسان ها بهترین چیز لایقشونه اما باید واسه رسیدنش تلاش کنن![]()

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااا من قبول شدم آخرسر زدم زیر گوش سرهنگه گواهینامرو گرفتم
لامصب همرو ازم امتحان گرفت پارک دوبل کردم دهنش کف کرد اینجوری شد
گفت شانسی در اوردی ۳ بار ازم گرفت دو فرمونو دوبار تازه دلش چرکین بود که یه نفر از ۲۰ نفر که سوار کرد و قبول کرده گفت دوباره بشین منو بگی
میخواستم واسش بندری بزنم از استرس اما هورا قبل شدم
اهل خونه بهم افتخار میکردن آخه من که پشت ماشین نشسته بار اول؟ تعجب داشت خداییش خودمم مونده بودم سرهنگه هم مونده بود میگفت اخه با ۱۰ جلسه اینجوری پارک دوبل میری تعجب داره
هی من میگم این هوش ساقی رو کم نگیرین بابا![]()
آخ آخ مامان تو چدر مهربونی.![]()
اون موقع که مریض بودی داشتم میمردم هر جایی رو میدیدم تو نبودی کنارم اون موقع انگار حس بیکسی رو میکردم دلم واسه خودم میسوخت واسه تنهاییام واسه زمانی که کنارم بودی و قدر مهربونیاتو ندونستم .
توی مترو که یونی میرفتم دختری رو میدیدم که کناره مادرشه انگار اتیش میگرفتم یاد اون روزی میافتادم که تو مترو کنار هم میشستیم و من هی ماچت میکردم تو هی بدت می اومد. یاد اون روزی میافتادم که شبا می اومدم تو اتاقت و دستاتو میبوسیدم و داداش بزرگه ( یعنی دوومیه از داداشیام) هی منو اذیت میکرد . یاد اون روزی افتادم که به زور دستتو میکشیدمو میبردمت تو اتاقم تا کنارم بخوابی و هی بابا هم بهم چشم غره میرفت تو به خاطره اینکه دلمو نشکونی می اومدی .
موقعی که بیمار بودی و یادته داشتن میبردنت اتاق عمل بابا شده بود مثل لبو داداش بزرگه یعنی همون دوومیه فشار بابایی رو گرفت رو ۱۹ بود اونی که همیشه رو ۱۲ بود. کسی نمیشد بهش نزدیک شد طاقت دوریتو نداشت از بس که مهربون بودی .![]()
دخترات ناراحت پسرات ناراحت همه ناراحت هیچ وقت اونروزو یادم نمیره الان دیگه هیچ کدوممون نمیذاریم که شما دو تا بگین اخ
خیالتون راحت![]()
یادته دوست داشتی آبجی بزرگه ( اولیه) پیشت باشه اما فکر کردی بهش نگفتیم و به خاطر اینکه ناراحت نشه به زبون نیاوردی اما اون از حس نزدیکی که بهت داشت از صدای نازت فهمید یواشکی به ابجی دومیه زنگ زد و جون مامانو قسم داد و اونم گفت .
اونم سریع تو اون کشور غریب بلیط گرفت خیلی سریع. امروز بهش گفت ۳ روز بعد ایران بود تو هی خدارو شکر میکردی دختر تو دیدی نوهاتو دیدی دامادتو دیدی .
مامان دیگه مواظب خودت باش من بدون تو میمیرم اگه میخوای دخترت نمیره پس مواظب خودت باش
بابا جونم امید هر دختر به بابایی نازشه تو هم مواظب باش تا دخترت دق نکنه![]()
دختر پسراتونو با مریضیتون اذیت نکنین![]()
خدایا همه مامان باباهارو در پناه خودت نگه شون دار.![]()
امروز دانشگاه نرفتم دلم خونرو میخواست کلکل کردن با داداش دومیه بازی کردن با پرنیا تا بهم بگه خاله بغل کردن مامان سر به سر گذاشتن بابارو دلم واسه همش تنگ شده
همشون با موندم راضی بودن تازه من هی منصرف میشدم اونا میگفتن نه نمی خواد بری بمون داداشی هی تظاهر میکرد که نه من اصلا" خوشم نمیاد
اما هی مماخش دراز میشد هی الکی میگفتم که نه عقب می افتم برم
میگفت نه ۱بار عیب نداره نرو ؟؟؟!!!!
نمیدونم چرا انقدر دوست دارم سر به سر داداشامو بزارم مخصوصا" این یکی رو !!![]()
![]()
منم که خر کیف
داشتم میترکیدم![]()
توسعه اقتصادی و روانشناسی و جامعه داشتیم چیز مهمی نبود بی خیال خونرو بچسب.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
این گل تقدیم به همه مامان باباها

اوه چقدر خاک خوردی وبلاگ تنهاییه من ! منو ببخش این مدت نتونستم بیام تو صفحه های سفیدتو خط خطی کنم .الان اومدم تا بگم هستم ![]()
یه موقع از این دنیای مجازی خسته میشم چون از دنیای واقعی خیری ندیدم چه برسه به این
احمقانست نه؟؟؟
همیشه دوست داشتم یه خرس پشمالو سفید داشته باشم که همش تو بغلم باشه نازش کنم نازم کنه بوسش کنم بوسم کنه با چشای درشتش منو نگاه کنه ![]()
میدونی تو این دنیا آدما غیر قابل تحملن همه آرزومون اینه که تو دنیا همه خوب باشن اما خودمون نمیذاریم ! میفهمی چی میگم ؟
یه جور حسودیه یه انسانیرو میبینی خیلی خوبه نماز خونه چشماش پاکه اما چون چشم دیدنشو نداریم و ... خرابش میکنیم از خوب بودن سیرش میکنیم عالیه نه؟؟؟!
والا خدا هم تو کار ما مونده چقدر ما عجیبیم![]()
![]()
الان به وبلاگ دوستم ملشن عزیز سر زدم جالبه در مورد زن بود از اینکه یه آدم روشنفکری در مورد زن دفاع کنه خوشحالم یه واقعیت به مردابر نخوره ها اما از همه مردا نه اما از اونایی که خودخواهن و همه چیوبه نفع خودشون معنی و تفسیر میکنن بدم میاد
خوش حالم یه مردی پیدا شده که با همه مردای روی زمین مخصوصا" ایران فرق داره زن رو تو ظاهر نمیبینه زن رو فقط واسه فاحشه کاری و ... نمیبینه دیدش فرق داره قرآن رو با معنی واقعیش حس میکنه واقعا" خوشحالم دوست خوبم
احسان مهربون ممنون![]()
خدا جون عاشقونه حست میکنم همیشه با من باش بوس![]()
![]()
+تاحالا همچین حسی بهت دست داده که چیزی رو دوست داری ولی عاشقش نیستی هر کارم میکنی که عاشقش بشی نمیشی خیلی حسه بدیه؟؟؟؟؟
از دعوا بدم میاد یه جورایی ازش وحشت دارم یه هو شوخی شوخی میبینی دست به خون آلودست اون لحظه آرزو میکنی ثانیه ها بر گرده عقب اما ناگهان چه زود دیر میشه!!!!!!
عاشق بخششم بزرگترین آرزوم اینه که پول دار شم اینقدر پول دار شم که یه سری بچه ها که ندارن بهشون کمک کنم اما نه اینکه همینجوریا وگرنه کم پرور میشن مثلا" بذارمشون یه کاری که واسه آیندشون بدرد بخوره و یه حقوق خوبم بهشون بدم بعد پول تحصیلشونم جداگانه خودم بپردازم اما حیف که همه یه آرزوی دست نیافتنی ای پیش نیست حیف!!!!
فوق العاده از سوسک میترسم یعنی ترس نیست چندشم میشه همش میگم خدا اون روزو نیاره با سوسک بمیرم وایییییییییییییییی . این به این چندشیا ام فایده داره !!!!
خدایا دلم تنهایی با تو رو میخواد خیلی دلم گرفته از خودم از روزگار از...
اینقدر بیرحمم جلوی چشام خورد شدن یه انسانرو زیر این همه فشار میبینم اما چشمامو بستم روی وجدانم عقلم و احساسم از یکی که داره جون میکنه اما بازم خجالت زده زن و بچشه از این که سرطانیه نداره درمون شه و مادرش داره ذره ذره آب شدنشو میبینه ... . اما تو نه مهربونه مهربونایی .
واقعا" کوچیکم درک کردن بزرگیتم واسمون سخته اینقدر بندهای رو داری هستیما تازه ازت خورده میگیریم نه ببین آدما چقدر بدن من روزه نمیگیرم
!!! اخه بنده ی نا چیز خدا اون باید بناله نه من و تو یعنی بعیدم نیست چون ما خیلی کوچیکم دیدی از یه بچه نوزاد هیچ توقعی نمیشه کرد چون در برابر یه ادم بزرگ شعورش صفره دقیقا" رو ما سنخ میکنه!!!!
لجم میگیره از یکی که خودش سر تا پا نفهمه می خواد بهت یاد بده شعورو اخ لجم میگیره اخ لجم میگیره
واییییییییییییییییی پاییز اومده داره میاد و من عاشقشم خوش بحال هر کسی که زیر اون بارونه که شنبه اومد؟!! انگار خدار شیرو باز کرده بود داشت باهامون اب بازی میکرد خدایا دست دارممممممممممممممممم شکرت شکر هزار مرتبه شکرت ![]()
![]()
بوس![]()
داشتم میرفتم دانشگاه یه پسر بچه حدودا" ۱۰.۱۲ ساله جلومو گرفته یه چیزی گرفته جلوم میگه بیا دیدم تو دستش قرانه منم تو این عالم نبودم ازش گرفتم رفتم که منتظر ماشین بشم دیدم اومد گفت می خوام برم گفتم خوب برو گفت پولشو نمیدی ؟؟؟؟ گفتم : ها فروشیه!!! گفتم پسر جون اینقدر از اینا دارم که نگو بیا بگیر نمیگرفت گفتم نگیری میذارم زمینا گفت اگه بزاری رو زمین خدا بزنه تو کمرت . گفتم بله
؟؟!!!!!! منم گفتم باشه خدا بزنه تو کمر ۱دقیقه دیگه این جا باشیا اون روی منو میبینیاااا
قیافم دقیقا" این مدلی بود
.
+ بوی پاییز داره میاد بوش کن ببین چقدر خوشبوه قشنگترین فصله به عقیده من.
فصلیه که برگهای خشکیده میریزن پایین اونایی که هیچ منفعتی واسه درخت ندارن یا دیگه پوسیده و خشک شدن میریزن پایین . کاش که توی ما ادما هم همیچین فصلی بود ![]()
من عاشق بچم دیونشونم وایییییییییییییییییییی بچه میبینم میخوام قورتش بدم بچه ها هم با هام خوبن اما اگه زشت یا کثیف یا لوس باشن اصلا" قابل تحمل نیستن
یه بار با مامانم و ابجیم تو مترو داشتیم میومدیم یه بچه کوچیک از اول سوار شدن گریه کرد تا میخواست پیاده شه اروم نمیشد همه از مامانه میگرفتن تا بچه هرو بتونن اروم کنن نمی تونستن ابجیم گفت ساقی اگه به جای تو بودم میرفتم منم که دست بخیر ادم رئوف
گفتم باشه می رم به مامانش گفتم کوچولوتو میدی به من گفت اذیت می شی دادش نانازو تا بغلش کردم خوابوندمش تو دستام ۱ دقیقه طول نکشید که آروم شد همینجوری منو نگاه میکرد همه دهنا باز مونده بود
مخصوصا" اونایی که سنشون بالا بود مامانش میگفت پرستاری / یا مربیی گفتم هیچ کدوم عاشق نی نی ام .
این زنا هم که قربونشون برم تا یه بچه گریه میکنه میگن دلش درد میکنه نمیدونی داشتن سر بچه بیچاره چه بلایی میاوردن هی دلشو ماساچ میدادن گفتم نه گناه داره . مامانمو ابجیم اون طرف داشتن به داشتنم افتخار میکردن![]()
خلاصه که من دیونه بچم ![]()
یه موقع هایی دلم خیلی میگیره اما هر موقع به داشتنت اینه که الان کنارمی اروم میشمو انگار میخوام بغلت کنم و محکم ببوسمت خدا جونم
وقتی که حس میکنم تنهام تو هستی هر موقع نیاز به کسی دارم تو بهترینی واسه ارامش قلبم ![]()
هیچ وقت تنهام نزار از طرف یه بنده عاشقت ![]()